السيد الطباطبائي

30

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى )

اسلام به دست آورده‌اند و مطالعاتى كه در كتب و آثار اسلامى انجام داده‌اند و تماسى كه با رجال علمى اسلام گرفته‌اند همهء آنها در محيط تسنّن بوده و از انظار و عقايد علماى اهل سنت و تأليفات و آثار آنها تجاوز نكرده است و حتى در تشخيص مذاهب مختلفهء اسلامى و توضيح اصول و مبانى آنها به رجال تسنّن و آثار آنان مراجعه نموده و نظرياتشان را جمع‌آورى كرده‌اند . و اگر احياناً مستشرقى مثلًا به ايران آمده ، در اثر اعتماد به فراورده‌هاى ديگران اعتنايى به حقايق مذهب تشيع ننموده و تنها به تحقيق در وضع عمومى و اجتماعى مذهب كه از عامهء مردم منعكس است قناعت ورزيده و يا از افراد غيروارد اطلاعاتى كسب كرده است ! در نتيجه ، حقيقت مذهب تشيع آن جورى كه شايد و بايد به دنياى غرب - كه چشم به دهان مستشرقين خودشان دوخته‌اند - معرفى نشده است . پيش يك دانشمند بحّاث اروپايى اگر اسلام سهمى از واقعيت داشته باشد ، همان است كه مذهب تسنّن دارد ، و اگر در جامعهء علمى بشر ، موقعيتى به دست آورده ، همان است كه در اثر مساعى و مجاهدت علماى اهل سنت پيدا كرده و فلسفهء اسلامى همان است كه « تمّت » آن را ابن‌رشد اندلسى گذاشته است ! ولى ، بر خلاف اعتقاد همهء مستشرقين گذشته ، اعتقاد من اين است كه مذهب تشيع يك مذهب حقيقى اصيل و پابرجاست و داراى مشخّصات يك مذهب حقيقى بوده و غير از آن بىپايه و بىفرهنگى است كه مستشرقين گذشته به دنياى غرب معرفى كرده‌اند . آنچه از مطالعات و پىجويىهاى علمى براى من كه يك مستشرق مسيحى پروتستان مىباشم دست‌گير شده ، اين است كه به حقايق و معنويات اسلام از دريچهء چشم شيعه ، كه نسبت به اسلام جنبهء واقع‌بينى دارد ، بايد نگاه كرد و هرگونه مشكلى را كه براى سوق دادن انسانيت به سوى معنويات و رسيدن به هدف پاك و حقيقى يك دين واقعى ، به عهدهء اسلام است كه حل نمايد ، با اصول و مبانى شيعه و طرز تفكر اين